X
تبلیغات
.:::از حرم تا قتلگاه:::.

.:::از حرم تا قتلگاه:::.

از حرم تا قتلگاه

سلام های پایان جلسات مداحی-کربلایی محسن مهدوی

سلام های پایان جلسات مداحی-کربلایی محسن مهدوی

اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ الزَهرا سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ، السَّلامُ عَلَیْکَ یا الْعَبْدُ الصَّالِح  یَا أَبَا الْفَضْلِ الْعَبَّاسَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا غَریبَ الغُرَباء، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا مُعینَ الضُّعَفاءِ وَ الفُقَراء اَلسُّلطانَ اَبَاالحَسَنِ  ، یا عَلیَّ بنَ موُسَی الرِّضا المُرتضی، عَلیه آلاف التَهیة وَ الثَناء وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ

صَلَّی اللهُ عَلَیْكَ یا صَاحِب العَصرِ وَ الزَّمَان؛ اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا خَلیفَةَ الرَّحمنِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ یاشَریکَ القُرانِ ،یا اِمامَ الاِنسِ وَ الجَان عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ وَ سَهَّلَ اللهُ مَخرَجَهُ؛  وَ رَزَقَنَا الله رُؤیَتَه وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ.


برچسب‌ها: سلام های پایان جلسات مداحی, کربلایی محسن مهدوی
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1392ساعت 14:4  توسط مهسا  | 

قهرمانم توئي و از تونشاني هم نيست

قهرمانم توئي و از تونشاني هم نيست

زير اين سقف كه پا بند تكاني هم نيست

 

لرزش شعر نباشد ، هيجاني هم نيست

 

شب !براي تب آيينه دراز است اما

 

شعر اگر باشد و ديدار تو آ ني هم نيست

 

چه كنم چشم تو بر چشم من آوار شده ست

 

سر ِ اين زلزله جاي نگراني هم نيست

 

تو به ابري تر از اين فاصله مي انديشي

 

من به اين در د كه رد هيجاني هم نيست

 

عقده ي شعر مزين به نگاهت شده است

 

گيرم اين عقده نه!غده! سرطاني هم نيست

 

اين چه بيماري حادي ست كه پيدا كردم؟

 

قهرمانم توئي و از تونشاني هم نيست

 


برچسب‌ها: قهرمانم توئي و از تونشاني هم نيست
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 1:22  توسط مهسا  | 

ای کودک ناخورده شیر علی جان

ای کودک ناخورده شیر علی جان
شد حنجرت نشان تیرو پیکان
همراه بابا امدی به میدان
ای قمری افسرده جان علی جان
جان پسر بر مادرت چه گویم
ر عمه غم پرورت چه گویم
یا بر سکینه خواهرت چه گویم
بر عمه غم پرورت چه گویم
یا رب گذشتم از همه جوانان
تا زنده ماند حکم شرع قران
گر تیر بارد بر سرم چو باران
مردانه کوشم بهر حفظ قر ان
سلطان دین افسرده حال و محزون
اندر بغل ان طفل غرقه در خون
جز اب کی بودی تو را تمنا
از این گروه زشت شوم و گمراه
با جان برابر امد اب دریا
کاین سان گلویت خورده تیر علی جان


 

+ نوشته شده توسط عبدالحمید عطایی 

برچسب‌ها: ای کودک ناخورده شیر علی جان
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 13:39  توسط مهسا  | 

حسین اقا برفت عمرم نرفتم کربلای تو

حسین اقا برفت عمرم نرفتم کربلای تو

حسین اقا برفت عمرم نرفتم کربلای تو

به دل این ارزو بردم ندیدم بارگاه تو
نشد قسمت که می رفتم میان روضه عباس
نشد ای خاک بر فرقم ندیدم بارگاه تو
نشد که این معصیت بر مر قدت مالم
پس انگاه عرض خود تقدیم و می کردم برای تو
که ای مولا نبودیم روز عاشورا که می کردیم
همین جسم ضعیف و لا غر خود را فدای تو
شرر افکنده بر جانم غم و مرگ جوانانت
خصوصاداغ مرگ قاسمی که شد فدای تو
فغان زان دم که در شام بلا چون مادرش می گفت
که این تازه دامادم همی من هم فدای تو

 


برچسب‌ها: حسین اقا برفت عمرم نرفتم کربلای تو
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 13:38  توسط مهسا  | 

از حرم تا قتلگاه قاسم شتابا ن میرود

از حرم تا قتلگاه قاسم شتابا ن میرود

از حرم تا قتلگاه قاسم شتابان می رود
کودک مه صورتی در سوی میدان می رود
در فلک خیل ملک محو تماشایش همه
جان به کف بگرفته و در راه جانان می رود
ای فلک مشک و عنبر اور بزن برموی وی
یادگار مجتبی با چشم گریان می رود
کربلا جولانگهش انا فتحنا ذکر او
تو سنش بهر جدل چون مرغ پران می رود
افرین بر شوکتش صد مرحبا بر صورتش
تشنه لب در سوی میدان او رجز خوان می رود

 


برچسب‌ها: از حرم تا قتلگاه قاسم شتابا ن میرود
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 13:37  توسط مهسا  | 

السلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

" بسم رب الحسین "
السلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
 

 
     حضرت آدم در كربلا

هنگامي كه حضرت آدم علیه السلام به زمين فرستاده شد، ميان او و همسرش «حوا» جدايي افتاد. آدم براي يافتن همسرش، به جست‌وجو پرداخت. در ميانة راه، گذارش به كربلا افتاد. پس بي‌اختيار، اشك از چشمانش جاري شد و ابري از غم، دلش را تسخير كرد. سر به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! آيا ديگربار، دچار معصيتي شده‌ام كه اين حال به من دست داده است؟
خطاب رسيد : «اي آدم! گناهي از تو سر نزده است، بلكه در اين سرزمين، فرزند تو ـ حسين علیه السلام ـ  را با ستم، به قتل مي‌رسانند»
عرض كرد: خدايا حسين كيست؟ آيا از پيامبران است؟
ندا آمد: «نه، پيامبر نيست، ولي فرزند پيامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است.»
عرض كرد: خدايا! قاتل او كيست؟
خطاب آمد: «نامش يزيد است كه ملعون آسمان‌ها و زمين‌ است.»
در اين هنگام، به جبرئيل رو كرد و گفت: دربارة قاتل حسين علیه السلام چه بايد كرد؟
جبرئيل گفت: «بايد او را لعن كرد».
آدم علیه السلام چهار بار يزيد را لعن كرد و راه خود را در پيش گرفت و از سرزمين كربلا خارج شد.1

     كشتي نوح در كربلا

عجله كنيد: «همه سوار بر كشتي شويد. كودكان را فراموش نكنيد. عذاب خداوند نازل شده است» اين كلامي بود كه حضرت نوح علیه السلام به قوم خود مي‌گفت: از آسمان و زمين آب فوران مي‌كرد. وزش باد شديد نيز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان كرده است. همه بر كشتي سوار شدند و كشتي بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتي در راه بود كه ناگهان از حركت ايستاد. نوح علیه السلام، مضطرب و نگران با خود مي‌گفت: خدايا! چه شده است؛ چرا كشتي حركت نمي‌كند؟
ناگهان ندا آمد: «اي نبي‌الله! اين‌جا، سرزميني است كه فرزند زادة خاتم الانبيا صلی الله علیه و آله و سلّم و پسر اشرف اوليا كشته مي‌شود.»
نوح پرسيد: قاتل او كيست؟
ندا آمد: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمين است.» نوح علیه السلام چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن كرد تا سرانجام كشتي به راه افتاد و از غرق شدن نجات پيدا كرد.2

     عبور حضرت ابراهيم از قتل‌گاه

ابراهيم علیه السلام به سرزمين كربلا رسيد. آرام آرام با مركبش مي‌گذشت كه ناگهان به گودال قتل‌گاه رسيد و اسب، او را به زمين زد. ابراهيم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض كرد: خدايا! از من، چه خطايي سر زده است كه به اين بلا دچار شدم؟
جبرئيل نازل شد و عرض كرد: «اي ابراهيم! از تو گناهي سر نزده است. در اين سرزمين، فرزند آخرين فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل مي‌رسانند.»
قاتل او كيست؟
جبرئيل گفت: «قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمين است كه قلم، بر روح اعظم، لعن او را نگاشته است.» در اين هنگام، ابراهيم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت، لعن و نفرين كرد.3


 
    باد و سليمان علیه السلام

سليمان بر بساط خود، در آسمان در حال حركت بود. ناگهان، باد به جنب‌و جوش افتاد و بساط سليمان از كنترل وي خارج شد. سليمان علیه السلام تعجب كرد و وحشت و اضطرابي عجيب، سراپاي او را فرا گرفت.
پرسيد: چه شده است؟
باد جواب داد: ما به
 قتل‌گاه حسين علیه السلام رسيده‌ايم.
سليمان پرسيد: حسين علیه السلام
 كيست؟
باد گفت: او فرزند علي بن ابي‌طالب و دختر خاتم ‌الانبيا ـ محمد مصطفي ـ است كه در اين سرزمين، به دست قومي جفاكار به قتل مي‌رسد.
سليمان پرسيد: نام قاتلش كيست؟
پاسخ داد: او ملعون زمين و آسمان‌ها است.
در اين هنگام، سليمان دست به آسمان برداشت و يزيد را لعن كرد. باد به خود آمد و بساط سليمان را برداشت و از زمين كربلا دور كرد.5


 
    موسي و كربلا

موسي علیه السلام با «يوشع‌بن نون» در راه بودند كه ناگهان، نعلين موسي پاره شد و خاري در پايش فرو رفت و خون از آن جاري شد. موسي رو به آسمان گفت: خدايا! مگر از من گناهي سر زده است كه به چنين كيفري، در دنيا مبتلا مي‌شوم؟
خطاب رسيد: «اي موسي! نام اين سرزمين كربلا است و در همين سرزمين، خون حسين علیه السلام ريخته مي‌شود و به دست قومي جفاكار به قتل مي‌رسد.»
موسي گفت: خدايا! حسين كيست؟
خطاب آمد: «او فرزند محمد مصطفي، آخرين فرستادة من، است.»
عرض كرد: قاتل او كيست؟ فرمود: «كسي است كه ماهيان دريا و وحشيان صحرا و پرندگان هوا نيز او را لعن مي‌كنند.»
موسي علیه السلام نيز رو به آسمان كرد و قاتلان حسين علیه السلام را لعن و نفرين كرد و با يوشع از زمين كربلا گذشت.5


  
  عيسي علیه السلام  و كربلا

عيسي علیه السلام كه در جمع حواريان بود و از سرزمين كربلا مي‌گذشت، پس از شنيدن خبر قرار گرفتن شيري بر سر راه عابران، جلو آمد و رو به شير گفت: چرا در اين راه نشسته‌اي و مانع رفت و آمد عابران هستي؟
حيوان به زبان آمد و گفت: يا نبي‌الله! نمي‌گذاريم از اين‌جا بگذري، مگر آن كه بر يزيد، قاتل حسين، لعن كني.
عيسي علیه السلام پرسيد: قاتل او كيست؟
شير گفت: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بيابان‌ها است، به ويژه در ايام عاشورا.
عيسي علیه السلام به همراه حواريان دست به آسمان برداشت و يزيد و قاتلان امام حسين علیه السلام را لعن كرد. آن‌گاه شير از سر راه كنار رفت و آنان از آن سرزمين گذشتند.6



پي‌نوشت‌ها:
1. علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج10، ص 156.
2. همان، ص 158.
3. همان.
4. همان، ص 157.
5. همان، ص 156.
6. همان، ص 157


منبع : ماهنامه موعود شماره 72


برچسب‌ها: السلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 13:36  توسط مهسا  | 

شعر حضرت رقیه (س)ـ محمد فردوسی

شعر حضرت رقیه (س)ـ محمد فردوسی
برچسب‌ها: شعر حضرت رقیه, س, ـ محمد فردوسی
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 13:35  توسط مهسا  | 

شعر محرم ـ علی ناظمی

شعر محرم ـ علی ناظمی
برچسب‌ها: شعر محرم ـ علی ناظمی
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 13:35  توسط مهسا  | 

شعر ولادت امام هادی(ع)ـ علیرضا خاکساری

شعر ولادت امام هادی(ع)ـ علیرضا خاکساری

شعر ولادت امام هادی(ع)ـ علیرضا خاکساری

شعر ولادت امام هادی(ع)ـ علیرضا خاکساری

شعر ولادت امام هادی(ع)ـ علیرضا خاکساری


برچسب‌ها: شعر ولادت امام هادی, ع, ـ علیرضا خاکساری
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 13:34  توسط مهسا  |